پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : بی بی سی: ۱۵ ثانیه به پایان بازی مانده بود که بسکتبالیست ۱۹ ساله دانشگاهی با یک شوت ۵ متری دنیای تجارت ورزشی را برای همیشه تغییر داد.
آن روز سانی واکارو، مدیر بازاریابی، شاهد ماجرا بود. او چنان تحت تاثیر آنچه دیده بود، قرار گرفت که دو سال بعد شغلش در شرکت تولید کننده لوازم ورزشی نایکی را بر سر حمایت از این بازیکن نسبتا گمنام به خطر انداخت.
این بازیکن مایکل جردن بود.
البته نه این جردنی که ما الان میشناسیم. زمانی که واکارو آن امتیاز را که منجر به پیروزی تیم نورث کارولینا تار هلیز در رقابتهای دانشگاهی آمریکا (NCAA) شد، مشاهده کرد، اسطوره بسکتبال آمریکا فقط یک جوان تازه کار بود.
دو سال بعد که واکارو، روسای خود را قانع کرد تمام بودجه سالانه حمایت مالی بسکتبال شرکت را روی او سرمایهگذاری کنند، جردن فقط ۲۱ سال داشت، هرگز در مسابقات انبیای حاضر نشده بود و کسی درباره کفشهایش صحبت نمیکرد.
واکارو میگوید که باور او به استعداد این بسکتبالیست جوان از لحظهای شکل گرفت که او را در حال زدن آن شوت در لوئیزیانا سوپردوم، نیواورلئان دید.واکارو ۸۰ ساله به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «آن شوت به دلیل چیزی که مایکل جردن بعدا شد، دنیا را تغییر داد. وقتی آن شوت را زد، قانع شدم که میتواند هر شوتی در جهان را بزند.»
اما پس از آن، واکارو بود که باید شوت اول را میزد. او در خاطراتش «افسانهها و انسانها» توضیح میدهد، چگونه مجبور شد مدیرانش را قانع کند که روی ستارهای نوظهور خطر کنند، در حالی که رقبایی مانند (شرکت تولید کفش) کانورس اسپانسر چهرههای تثبیت شدهای مانند مجیک جانسون بودند.
آن موقع واکارو خودش را به عنوان یک کارشناس بسکتبال که دانش زیادی در مورد بازیکنان جوان داشت، تثبیت کرده بود. او سال ۱۹۶۴ در ۲۴ سالگی مسابقات «درپر دن راندبال کلاسیک»، نخستین مسابقات ملی دبیرستانها در رده ملی را راه انداخته بود.
این تورنمنت تا سال ۲۰۰۷ با نامهای مختلف برگزار شد و ستارههای آینده انبیای از جمله موزس مالون، لبرون جیمز، کوین گارنت، کوین لاو، کوبی برایان، پاتریک اوینگ و شکیل اونیل را معرفی کرد.
او همچنین کمپ بسکتبال تابستانی «ABCD» را در سال ۱۹۸۴ تاسیس کرد؛ رویدادی که برترین بازیکنان بسکتبال دبیرستانی کشور را دور هم جمع میکرد.با این حال واکارو به بخش ورزشی بیبیسی گفت که فیل نایت، رئیس سابق نایکی، «تا آخرین لحظه» با پیشنهاد مربوط به جردن موافق نبود.
قمار آنها سرنوشت شرکت را دگرگون کرد، نگاه جهان به بسکتبال را تغییر داد و تأثیری ماندگار بر فرهنگ کفشهای ورزشی در سراسر جهان گذاشت. این داستان در فیلم «ایر» ساخته سال ۲۰۲۳ که در آن مت دیمون نقش واکارو را بازی کرد، به شهرت بیشتری رسید.
واکارو در کتابش، علاوه بر شرح جزئیات قرارداد جردن، توضیح میدهد که چگونه توانست استعداد ستارههای آینده بسکتبال مانند: کوبی برایانت، تریسی مکگریدی و لبرون جیمز (بازیکنی که سال ۲۰۰۳ در یک قدمی امضای قرارداد با او بود) را شناسایی کند.
«جردن نبود، نایکی هم نبود»پیشنهاد سال ۱۹۸۴ نایکی به جردن شامل پرداخت سالانه ۲۵۰ هزار دلار همراه با یک سهم در خط تولید تجاری خودش بود. به این ترتیب پسر ۲۱ سالهای که در سومین درفت انبیای انتخاب شده بود، ناگهان یکی از پولدارترین ورزشکاران جهان شد.
این قرارداد امضا شد و پس از آن بود که جردن به اعتقاد بسیاری بزرگترین بازیکن تاریخ انبیای شد: شش قهرمانی، شش عنوان ارزشمندترین بازیکن فینالها و پنج عنوان ارزشمندترین بازیکن فصل عادی مسابقات.
همکاری با جردن همچنین نایکی را از شرکتی که فعالیتهایش عمدتا روی کفشهای مخصوص دویدن متمرکز بود، به یک کمپانی با ارزش ۳۰ میلیارد دلار و دسترسی اختصاصی به انبیای بدل کرد.
واکارو گفت: «نظر شخصیام این است که اگر مایکل جردنی نبود، شما حتی نمیتوانستید در مورد شرکت تولید کفش نایکی صحبت کنید. این قراردادی بود که نظر آمریکا را راجع به بسکتبال و استفاده از چهرهای معروف برای تبلیغ یک کالا تغییر داد. جردن مثل آهنربا بود.»
«افراد دیگر قرارداد تبلیغ یک کالا با شرکتها را داشتند و یک کفش را بالا میگرفتند و میگفتند: “این را بپوش، من این را میپوشم.” مایکل مجبور نبود یک کفش را بالا نگه دارد. او آن شوت را زد و بعد آن کفش را پوشید.»
کفش ایر جردن با طراحی پیتر مور نخستین بار سال ۱۹۸۵ برای فروش عرضه شد و تا سال بعد ارزش ایر جردن و میزان فروش آن به ۱۰۰ میلیون دلار رسید.
پارسال یک جفت کفش که جردن قبلا پوشیده بود در یک حراجی ۸ میلیون دلار فروخته شد.
«کوبی مطمئنترین فردی بود که دیدهام»واکارو سال ۱۹۹۳ به آدیداس در آمریکا پیوست. در دهه بعد از آن کار او این بود که بر سر جذب ستارههای نوظهور بسکتبال با کارفرمای سابقش مبارزه کند.
یکی از بهترین شکارهای واکاریو طی دوران حضورش در غول تولیدات ورزشی آلمانی، بستن قراردادی ۵ میلیون دلاری با کوبی برایانت ۱۸ ساله بود؛ قرادادی که سال ۱۹۹۶ درست در پایان دبیرستان و یک سال قبل از حضور برایانت در انبیای بسته شد.
قهرمان پنج دوره انبیای در یکی از کمپهای تابستانی واکارو در سال ۱۹۹۴، چشم او را گرفت: «یک هفته طول کشید تا کوبی توانست خودش را در صدر فهرست “مستعدترینهای” من قرار دهد. از میان ۱۶۰ بازیکن برتر آمریکا و از بین بازیکنانی از کشورهایی مثل چین، فرانسه، استرالیا، کانادا و روسیه، هیچکس نتوانست کوبی را مهار کند.»
آخرین تاثیری که برایانت روی واکارو گذاشت در آخر همان دوره بود که پیش او رفت و برای این که نتوانسته بود ارزشمندترین بازیکن شود، عذرخواهی کرد، در حالی که فقط ۱۶ سال داشت.
او به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «میدانستم این بچه چیزهای پنهانی را مثل بلندپروازی و باور به خود، در وجودش دارد. او مطمئنترین و برونگراترین آدمی بود که در زندگیام دیدهام.»
برایانت سال بعد به کمپ تابستانی واکارو برگشت و ارزشمندترین بازیکن دوره شد.
شانسی که مکگریدی پیدا کردواکارو سال ۱۹۹۷ با مکگریدی قرارداد امضا کرد؛ درست قبل از این که از طرف دبیرستانش درفت انبیای شد و به عنوان نهمین انتخاب کلی از سوی تورنتو رپتورز برداشته شد.
مکگریدی که بعدا هفت بار در تیم آلاستار انبیای انتخاب شد، عملکرد چشمگیری در کمپ تابستانی سال ۱۹۹۶ واکارو داشت. البته نزدیک بود، سرنوشت مکگریدی کاملا تغییر کند چون مربی ورزش مدرسهاش او را از تیم بیرون انداخت و به واکارو هم توصیه کرد این نوجوان را برای کمپ انتخاب نکند.
واکارو گفت: «پس از تمام واکنشها، مکگریدی را دعوت کردیم. آن پنج روز در کمپ تمام دنیا را تغییر داد. او بازیکن شماره یک کمپ شد، در حالی که کسی اسمش را نمیدانست!»
به نظر میرسد که زندگی واکارو به این لحظههای اتفاقی گره خورده است.
او گفت: «چه میشد اگر یکی از افرادی که در مسابقات سال ۱۹۶۴ پیتسبورگ بودند، به من (در مورد جردن) نه میگفتند؟ یک نه و ماجرا تمام شده بود. شما به دنبال یک فرد دیگر برای مصاحبه بودید.»