loading...

مجله خبری آلما

  مشاهده بخش دوم رمان دختران لجباز پسران مغرور بخش سوم رمان دختران لجباز پسران مغرور آبتین  دلم سارا، از ترسممی منم ...کنن اعلام رو پروژه این هایبندی گروه بود قرار وزام ر  این خوامنمی !خدا وایی !بیاره سرم ناجور بلاهای بیفتم تیم یه توی باهاش خوادنمی  ایبرگه شدم پیاده دانشگاه، تا روندم مستقیم شدم، ماشینم سوار اینکه از بعد .جنو  داخل رفتم خودمم اینا؛ سارا ماشین شیشه پشت زدم رو مبود کرده چاپ قبل از که  کنممی حال خیلی میاد؛ خوشم انقدر دختر این دادن حرص از چرا دونمنمی…

قسمت سوم رمان دختران لجباز پسران مغرور

 

مشاهده بخش دوم رمان دختران لجباز پسران مغرور

بخش سوم رمان دختران لجباز پسران مغرور

آبتین  دلم سارا، از ترسممی منم ...کنن اعلام رو پروژه این هایبندی گروه بود قرار وزام ر  این خوامنمی !خدا وایی !بیاره سرم ناجور بلاهای بیفتم تیم یه توی باهاش خوادنمی  ایبرگه شدم پیاده دانشگاه، تا روندم مستقیم شدم، ماشینم سوار اینکه از بعد .جنو  داخل رفتم خودمم اینا؛ سارا ماشین شیشه پشت زدم رو مبود کرده چاپ قبل از که  کنممی حال خیلی میاد؛ خوشم انقدر دختر این دادن حرص از چرا دونمنمی کلاس؛  مین، پنج از بعد .نشستم هابچه پیش جام، سر رفتم مستقیم .دادنش حرص با  شروع ز،می رو گذاشت رو گوی .شد کلاس وارد بود، دستش گویی که حالی در استاد

 .کرد خوندن اسم به

 و منصوری ، برومند هایخانم و خردمند سورنا فر، آریا آریان راد، آبتین :استاد

 .باهم صالحی

 !نه :سارا من

 .بشم تیمی هم خر کره این با تونمنمی من ولی واجب، احترامتون استاد :سارا  الاغ ...توام؟ با بودن تیمی هم مشتاق من خیلی که نه  !عمته الاغی، خودت !الاغ؟ گیمی من هب :سارا

.برگشتیم استاد سمت به زده بهت دو هر کشید، استاد که ایعربده با

 .بیرون راد؛ برومند، :استاد

 .بیرون رفتیم کردیم، جمع رو وسایلمون سریع

 دهنت؟ داخل گرفتیمی زبونتو اون دقیقه، دو تونستینمی :سارا

 !کثافت عمته، ...جیغ خرابکارم؟ من :سارا!رخرابکا لجباز دختره تو؟ یا من -

 .بزار احترام هو، ا امود جیغو؛ جیغ نزن، جیغ ا لاوا -

 !خری خیلی :سارا

 هابچه ساعت، یه بعداز .کردممی نگاش پوزخند یه با هم من بیرون، رفت دوید  و سورنا کین؟ انگار همه( .بودن عصبی عجوزه تا سه این با گروهی هم از همه اومدن،

 .رفتیم پارکینگ سمت به )ریانآ 

 ویز ویز هی من، کنار اومد پسر یه .کردممی خالی گاز سر حرصمو شدم، ماشین سوار

 .کردمی  تو؟ گیمی چی -

 ماشینت؟ پشت زنیمی بنر بزرگ چی برای الاغی، وقتی :پسره

 به نگاه یه ه،جاد کنار زدم رو ماشین لحظه یه !کرد؟می صحبت چی درمورد داشت  بود A3 برگه روی که ایگنده متن.رفت نداشتم آبروی این، این، کردم؛ ماشینم پشت  تیکه زنممی کلت با .کشممی رو همتون جیغ؛ .کردم مچاله گرفتم دستم توی رو  خر کره بشکنه دستت )ع(علی امام حق به !الهی بکشتتون خدا کنم؛می اتونتیکه  اتاق سمت رفتم اول خونه، داخل رفتم .خر پسره !اکبر الله !ایکبیری انتر گاو الاغ

 .دیوار به کوبندمش محکم زدن در بدون سام؛

 .خودت از گاوتر دوستای این با گاو، داری؟ تو که دوسته این الاغ، -

 .کنه رحم بهمون خدا ...!کرده رم نه، ...باشه :سام

 برگشت کرد،می بیداد توش ترس که ایقیافه با من، سمت کرد رو کرد، قطع رو تلفن

 .من سمت

 .الاغ ...جیغ ...کردم؟ رم من که -

 .بکنم غلط من :سام

 .نزنمت ....و ببخشم تا ببوس منو دست بیا بیشعور، -

 !ش ...با ...ب :سام

 که بیرون، برم در از خواستم .زدم ایپیروزمندانه لبخند یه بوسید، رو من دست اومد

 .سام سمت برگشتم بانیتعص با افتادم؛ برگه اون یاده

 .بیننمی بد وگرنه نپلکن؛ من ور و دور بگو، قوزمیتت دوستای اون به -

 .باشه :سام

 .آفرین  کردم، عوض نفتی آبی شلوار یه و ایسورمه شومیز یه با رو لباسام اتاقم، تو رفتم  از هم خونه تو !خدایا...که در به خورد چشمم که پایین، رفتممی هاپله از داشتم  درآوردم نفتی آبی شال یه برگشتم؛ رو بودم رفته که راهی .ندارم آرامش دستش  چشم خط یه با کمرنگ صورتی رژ یه با پوشیدم

 رفتم بود؟ نگفته بهم چیزی مامان چرا .اومدن خانواده با !به به .پایین رفتم کشیدم،  دختر یه .دادن و ر جوابم گشاده، روی با هم اونا دادم؛ بهشون بالایی بلند سلام یه

 .بود ششبیه هم خیلی بود، ناز خیلی بود، نشسته آبتین کنار

 گلت دختره خونتون، میایم وقت هر که شما جان محسن :)آبتین پدر(راد آقای

 .کن معرفیش هست، که حالا نیست؛

 .سرم تاج سارا، دخترم :بابا

 .انداخته راه سرم تاج چه نیگا، نیگا .من برم قربونش شده، مهربون چقدر بابا !اوه اوه

 .کردنمی نگام داشتن ژکوند، لبخند یه با همه

 و پسرم آبتین کنم،می معرفی دیدی؛ تازه رو من هایبچه کنم، فکر خب :راد آقای

 .بسته پشت از شیطونو دست ماشاالله، که سارا :بابا.شیطونم دختر آوین

 .بله که، اون :آبتین

 تو ماشاالله داشت؛ خبر قضیه از که سام الا سمتمون، برگشت تعجب با سرا همه  خاص برق از بود، روشن نورافکن اینا، آبتین یوالده خانم و ما والده خانم چشمای

 .بود گذشته

 .تروخدا ببخشید زدن، زنگ بهم دوستان برم، من ...چیزه :آبتین

 ذارهنمی صبح تا الان؛ بزارم دلم کجای و مامانم ...!خدا ای .رفت شد، جدا جمع از  مامان زدم؛ لبخند کوچمون، سر بقال به سری، اون »خبریه؟« :گهمی همش بخوابم،  خواستگاری، بیان خوانمی اگه«:گفتمی همش نکرد، ول پنج ساعت خود تا  صبح، تا »خواستگاریت؟ میاد کی ...!نمیاد گیرت این از بهتر خوبیه، پسره ...ها؟بگی کتش تو مگه بود؛ لبخند یه خدابه که دادممی توضیح براش هی خورد؛ منو مخ

 .آوین پیش رفتم .نذاشت ما واسه مصاب اعصاب روز اون خلاصه !رفتمی

 !هاباشیم خوبی دوستای هم با توانیممی بانو، شد عرض مجدد سلام  ریخته دوستی برنامه پیشت، بیام اینکه از قبل دختر آره؛ که معلومه سلام، :آوین

 .بودم

 :گفتم ایبچگانه لحن با

 جونم؟ آبجی آله هم، با دوستیم پس  کنیم؟ بازی میای آله، که معلومه :آوین  بازی؟ چه ...آره -

 چیه؟ داداشت ضعف نقطه...بچزونیم رو همدیگر داداشای :آوین

 .دختراش دوست -

 اوکی؟ برام، کن اس رو چهارتاشون شماره دم،می رو شمارم :آوین

 .تو حالا ...اوکی -

 مثل کنهمی شروع روشون، بیفته خط حساسه؛ روشون حسابی ...راشدفت :آوین

 .شهمی حال با خیلی زدن، جیغ دخترا

 .دستم دادی آتویی خوب ایول، -

 لبخند یه با صبح!پسر گل بشه پاره حنجرت کنممی کاری آبتین، آق برات دارم فکر  رو عملیات زود هک دست، دم گذاشتم رو نیازم مورد وسایل .شدم دانشگاه وارد ژکوند،  دوتا .زنهمی له له داره آبتین چجوری دیدممی بود؛ گرم خیلی خیلی هوا .بدم انجام چیزی که کردم، حلش خوب معدنی؛ آب توی انداختم هم رو شکم ملین قرص

 .وایسادم روشونروبه رفتم نباشه، مشخص

 .براتون بیارم گفتم ایدتشنه دیدم آب، بفرمایید آبتین، آقا -

 خیلی لبخند یه داد، جاشو تعجب به شک کم کم بعد کرد، نگاه بهم شک با اول

 .سرکشید نفس یه رو بطری .آورد هم رو قضیه وته سر مرسی، یه با زد محوی  آق ما جواب هم این .داشت فاصله باهاش صندلی یه که سرجام، نشستم برگشتم  دخترا، مثل هم آبتین .کرد دادن درس به شروع اومد استاد دقیقه چند از بعد .آبتین  خندم .نباشه زیاد چیزی نباشه، کم چیزی نوشتمی تمیز کرد،می عوض خودکار هی  رو فرصت هم من بیرون، بره که گرفت اجازه استاد از و پرید سرجاش از یهو گرفت،  پرت و چرت گنده، گنده بفهمه، کسی اینکه بدون آروم رو دفترش شمردم، غنیمت  اینارو »نکبت الیوسه، الیوسه هله جامعه، انگل خرخر، ایی،کج رفقیم« نوشتممی  از بعد سرجاش، گذاشتمش سروصدابی و آروم بعدش نوشتم؛ دفترش تو گنده، گنده

ادامه در بخش چهارم رمان دختران لجباز پسران مغرور

برچسب ها رمان ,
احمد بازدید : 9 جمعه 28 آبان 1400 زمان : 18:54 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
جدیدترین اخبار روز را در مجله خبری آلما دنبال کنید. وبسایتی با محوریت موضوعات فناوری و مطالب ترند در شبکه های اجتماعی
اطلاعات کاربری
کدهای اختصاصی